close
تبلیغات در اینترنت
مست همیشگی تو ♥
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط نگین در تاریخ 1394/9/15 و 10:23 دقیقه ارسال شده است

كاش ميدانستى دنيا با همه وسعتش بدون عزيزان جايى براى ماندن ندارد. به رسم سپاس نوشتم كه بدانى \"عزيزى\"

این نظر توسط DUYGU در تاریخ 1394/9/9 و 0:34 دقیقه ارسال شده است

اگر بتوانی نغمه‌ای شوی،
اگر بتوانی پاره‌ای از شادمانی‌هایت را با دیگران سهیم شوی،
اگر بتوانی خود را با دیگران قسمت کنی،
همین کافی‌ست، تو به منزل رسیده‌ای.
زندگی را با دیگران قسمت کن،
نان را با دیگران قسمت کن،
خود را با همگان قسمت کن و بدین‌سان، خود را در هستی منتشر کن.
برخیز،
باز کن پنجره را
و به مهمانیِ آوازِ کبوتران برو،
زندگی، پشتِ پنجره‌یِ تو می‌خواند.
پاسخ : عااالی

این نظر توسط DUYGU در تاریخ 1394/9/9 و 0:05 دقیقه ارسال شده است

شدم درگیر چشمانت، تو از آغوش پاییزی
تو حتی باخیالت هم، به فکرم شعر میریزی
منم که تند و بی پروا برایت شعر می گویم
تو هم بر عکس من هستی شدیدا اهل پرهیزی
برایت شعر میسازم تمام خاطراتم را
تو خیلی ساده می گویی عجب شعر غم انگیزی
نگاهت آتشین باشد،دلت مانند یک برکه
گره در دست تو مانده که ذوقم را برانگیزی
بیا خوبی کن و یکبار،صرف از فعل رفتن کن
چه بگریزی زابیاتم که بر زخمم نمک ریزی
عجب چشمی تو داری که برایش شعر میسازم
تو هم در جام من هر دم غمی روی غمی ریزی
پاسخ :

این نظر توسط DUYGU در تاریخ 1394/9/9 و 0:04 دقیقه ارسال شده است

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودی
اگر کنار تو بودم ، مکملم بودی

به خاک مشترک و پاک هر دو مان سوگند
من از وجود تو بودم ، تو از گلم بودی

بدون دیدن روی تو ، عاشقت بودم
درون قاب دل آخر ، شمایلم بودی

برای یافتنت ، دل زدم به دریاها
تو آرمان رسیدن به ساحلم بودی

دلم نوشته نت عشق را به پنجه ی تو
که پنج_گانه ی خط های حاملم بودی

هزار چرخ خطا زد فلک ، که تا امروز
نبینمت که همین جا ، مقابلم بودی

اگر که بخت ، کمی مهربان تر از این بود
به روی شانه ی خالی ، حمایلم بودی. ...
پاسخ : فوق العاده

این نظر توسط DUYGU در تاریخ 1394/9/9 و 0:03 دقیقه ارسال شده است

دلـــــــم می خواست
بین شب ها و روزهایت
بین دست ها و نفس هایت
بین بوســــه ها و لب هایـــــت
چنــان سرگـــــــــــــــردان شــــوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می چرخد
چـــــرا می چــرخد
دلم می خواست بین خنده ها و نگاهــت
اســـم تـــــــــــــو را صــدا کنــــم
و وقتی گفتــــی جانــــــــــــم
جانم را از نبودنت نجات دهم
با یک نگاه...
پاسخ : عالی زیبا مثل همیشه


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

http://www.qoqnos-eshq.ir/

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 1205
  • کل نظرات : 5429
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 108
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 47
  • بازدید امروز : 289
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 289
  • بازدید ماه : 289
  • بازدید سال : 289
  • بازدید کلی : 659,804
  • کدهای اختصاصی
    Get our toolbar!