close
تبلیغات در اینترنت
پیامک شعر(سری4)

پیامک شعر(سری4)

عاشقانه

یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

مطالب عاشقانه

بهترین سایت عاشقانه

qoqnos-eshq

[Post_Title

ای بی وفا ز داغ تو در دل شرر فتاد

وز دیده اشک غم ز محبت ثمر فتاد

جورم چنان بدل بنمودی که قلب من

گردیده پاره پاره و از تن بدر فتاد

عشقت نه سرسری است که از سر به در شود

مهرت نه عارضی است که جای دگر شود

عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم

با شیر اندرون شد و با جان به در شود !

دوسِت دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه

دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه

دوسِت دارمـ حتی اگه یه شب به خواب من نیای

عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای

 

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد

در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد

هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما

دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد

آنچنان کز رفتن گل خار می ماند به جا

از جوانی حسرت بسیار می ماند به جا

آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است

آنچه از عمر سبک رفتار می ماند به جا

از تو انتظار نداشتم دستمو رها کنی

من واست بمیرم و به دیگری نگاه کنی

باورم نمیشه که من از خدا تو رو بخوام

تو واسه یکی دیگه شبا خدا خدا کنی

 

من و تو از تبار بی کسانیم

در این غوغا چه کَس را کَس بدانیم

کسی نشنیده فریاد کمک را

کمک کن تا برای هم بمانیم

فریبم داد و با من حقه ها کرد

خودش را در نگاه من خدا کرد

همین که در دلم یکتاترین شد

مرا با بی کسی هایم رها کرد

سینه ام یک دفتر تا خورده است

واژه هایش خیس و سرد و مرده است

من نمیگویم ولی انصاف نیست

دوریت گویی دلم را برده است

 

آمد بهار و حیف که ما را بهار نیست

وین جرعه ها به کام دلم خوش گوار نیست

گفتم بهار آمد و پر شد جهان ز گل

دیدم که یار نامد و گفتم بهار نیست

 

ای بی وفا ز داغ تو در دل شرر فتاد

وز دیده اشک غم ز محبت ثمر فتاد

جورم چنان بدل بنمودی که قلب من

گردیده پاره پاره و از تن بدر فتاد

 

 

منبع:bisms.ir

 

دسته بندی : sms ، پیامک شعر ،
  • نویسنده : یاقوت
  • بازدید : 208بار
  • انتشار : دوشنبه 07 ارديبهشت 1394 - 0:59