همیشه همه توی بن بست زندگی برمیگردن سراغ عشق اولشون

اما چه سخته اون روزی که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش


با هرکه نشستیم ، دل از او نشکستیم

بر جام می و می کده ، مردانه نشستیم

هرچند که این جام پر از جور و جفا بود

خوردیم ولی حرمت ساقی نشکستیم


در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست

چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست

ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز

دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست


در دلم کودکیست که “بی تو بودنش” را نق میزند

من هیچ ، لااقل بهانه ی او باش


قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن !

همان کـه خون “پمپاژ” کنی کافیست

اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار


در پــــی دانـه مـرو همچـو کبوتــر ، کـه تــو را

عاقـبت بهــر یکـی دانـــــه ، بــــه دام انـدازنـد

صیـد کن شیـــر صفت، نیم بخور، نیم ببخش

تـا بــه هـرجـا کـه روی ، بـر تـو ســلام انـدازند


به چشمهایت بگو نگاهم نکنند

بگو وقتی خیـره ات می شوم

سرشان به کار خودشان باشد !

نه که فکر کنی خجالت میکشم ، نه !

حواسم نیست ، عاشقت میشوم


ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی ، رفتی؟

بسوز که این همه آتش سزای توست


خوشی با خوبی فرق دارد

به خاطر خوبی ها از خیلی خوشی ها ، باید گذشت


صدا بزن مرا

مهم نیست به چه نامی

فقط میم مالکیت را آخرش بگذار

می خواهم باور کنم  ، مال تو هستم


میان مشغله ها گم شدم

اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است


بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است

وقتی که به “تو” نگاه می کنم


فکرم مسموم شده

از بس هرشب خیال تورا خورد


هرگز کسی را از رفتنتان نترسانید

عادی میشود شایـــــــد هم تا حـــدی که در را برایتــــــان باز کنند


دلتنگ که باشی ، آدم دیگری می‌شوی

خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر

و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری

همه اش را نگه میداری

و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی