close
تبلیغات در اینترنت
اعتراف عشق(داستانک)♥

اعتراف عشق(داستانک)♥

عاشقانه

یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

مطالب عاشقانه

بهترین سایت عاشقانه

qoqnos-eshq

[Post_Title

 دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟

پسر گفت : نه ، نیستی!

دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟

پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم!

دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟

پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم!

دختر با دلی شکسته از جا بلند شد

در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد

اما پسر دست دختر را گرفت ،

در چشمانش خیره شد

و گفت: تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

 

دسته بندی : داستانک ، داستان عاطفی ،
  • نویسنده : یاقوت
  • بازدید : 394بار
  • انتشار : دوشنبه 05 آبان 1393 - 15:56