close
تبلیغات در اینترنت
پیامک شعر(سری2)

پیامک شعر(سری2)

عاشقانه

یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

مطالب عاشقانه

بهترین سایت عاشقانه

qoqnos-eshq

[Post_Title

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی است

شب چنین ، روز چنان ، آه چه مشکل حالی است !

 

بر لبم کس خنده ای هرگز مدید الا مگر

در میان گریه بر احوال خود خندیده ام

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع

قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز !

تسبیح شیخ پاره شد و دانه دانه شد

از بس که استخاره زدم تا ببینمت !

تا رفته ای ، شمار شب و روزها کنم

ایام عمر من همه یوم الحساب بود !

 

بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی است

شب چنین ، روز چنان ، آه چه مشکل حالی است !

شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را

به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن !


دریا اگر سر می زند بر سنگ ، حق دارد

تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است !

سنگدل با من مدارا کن ، فراموشم مکن

بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین تر است


ما زخم ترین شاخه ی این جنگل خشکیم

تیغ و تبری نیست که ما را نشِناسد !


گرچه می دانم نمی آیی ولی هردم ز شوق

سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم !

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی

کی بود ؟ کجا رفت ؟ چرا بود ؟ چرا نیست ؟

شنیدمت که نظر می کنی به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

ساعت عشق به سر میکوبد

که زمان رفت و نیامد یارت

گفتمش ساعت دیوانه بخواب

تا نگاهم ندهد آزارت !

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی !

بلای عشق را جز عاشقِ شیدا نمی داند

به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را !

من هجرِ یار دیده ام و باز زنده ام

این شرطِ عاشقی نبود ، خاک بر سرم !

نیازارم ز خود هرگز دلی را

که می ترسم در او جای تو باشد !

از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل

امّا چه غم ، غمی که خدا می دهد به دل ؟

گفتی که به دلشکستگان نزدیکیم

ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست !

تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا ؟

دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا …

عشق ، بازیست نه بازی که مرا مات کنی

نازنیا دل من صفحه شطرنج که نیست !

 

دسته بندی : sms ، پیامک شعر ،
  • نویسنده : یاقوت
  • بازدید : 606بار
  • انتشار : سه شنبه 22 مهر 1393 - 10:22