close
تبلیغات در اینترنت
داستان عاشقانه(کاش جای برادرت بودم♥)

داستان عاشقانه(کاش جای برادرت بودم♥)

عاشقانه

یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی

مطالب عاشقانه

بهترین سایت عاشقانه

qoqnos-eshq

[Post_Title

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید :

خانم !

تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت

 

نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید 

 

زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟

 

پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم !

... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…

 

دسته بندی : داستانک ، داستان عاطفی ،
  • نویسنده : یاقوت
  • بازدید : 484بار
  • انتشار : دوشنبه 21 مهر 1393 - 13:50